امروز: 1398/07/24 سروش | اینستاگرام | ایتا

بنگاه هاى حيدرى بانك هاى نعمتى!


کاملا پیداست که زاویه ی بین فعالین اقتصادی در بخش خصوصی و بانک های تجاری در فضایی غبارآلود هر روز بازتر می شود و این اصلا اتفاق خوشایندی نیست! من هم به عنوان کسی که درد وداغ وطن دارد و خیلی دل ش می خواهد از عبارت "منافع ملی"، فراتر از یک شعار باسمه ای، برای خودش یک خط رسم مشخص داشته باشد، گمان می کنم درک ملی داشتن، بعد از احساس هویت ملی است و هویت ملی، بعد از درکِ درست، لابد آنقدر ارزش دارد که بخاطرش یک جوری قلمرو منافع شخصی را گردتر کنیم و اجازه بدهیم منافع ملی در فضایی روشن و بی تنش بالاتر از همه پیش چشم مان بدرخشد.
کاملا پیداست که ما همانقدر که در صحنه ی اجتماعی و عرصه ی سیاسی به آشتی محتاجیم همانقدر هم در صحنه ی اقتصادی باید در جستجوی وفاق و آشتی باشیم. گرچه دامنه ی این ترک مخاصمه گسترده تر از آن است که درازایش  به قصه ی "اره دادن و تیشه گرفتن" بین ما و بانک ها خلاصه شود اما عجالتا از حکایت تلخ آسیب های اقتصادی ناشی از "گسستگی درون صنفی" که تحفه ی خود ماست می گذرم و به رسم روزگار شکاف درجه و نوک مگسک را میزان می کنم روی سیبل موسسات پولی مالی که هم از فیض موج بی بهره نمانم و هم احیانا در این آب انبار شلوغ از تنه ی رفقای عصبانی کاسه کوزه ام بیخود نشکند!
این واقعیتی است که به این روزگار، ما به عنوان صنعتگران و معدنکاران و کشاورزان و بازرگانان در یک وضعیت دست به دهان و ناتوان از تامین منابع مالی، با کمیتی لنگ طی طریق می کنیم و گیر و دارمان، صرف نظر از بندبازی های بناچارمان در داد و ستد بین الملل، با سازمان های ریز و درشت دولتی از یک طرف و مواجهه با مشکلات کارکنان و کشاکش های داخل بنگاه در رعایت اصولی که با کمترین لغزشی تو را طعمه ی گرداب های نافرجام می کنند از طرف دیگر، دنیا ی مان را کرده است آخرت یزید!
چنین فرض شده است که اقبال بانک ها به عنوان موسسات اقتصادی بسیار بلند است که در دوران رکود، با عرضه ی کالایی پر تقاضا به اسم "پول"، رونق بیشتری نصیب شان می شود و همه ی عروسی ها توی کوچه ی آنهاست! این فرض درست هم که باشد این واقعیت را نمی شود نادیده گرفت که همه ی ما ساکن یک خانه ایم و خوب که نگاه کنیم شب سمور آنها و لب تنور ما زیر یک سقف است و سقف که بریزد خاک و خل و آوار تنبیده بر سر هر دو از یک جنس و از یک رنگ است!


تا روشن کنم که قصدم تنها و پوشیده در ردای مظلومیت به سرای قاضی رفتن و حمله ور شدن به لشکر بانکداران نیست، اول این سوال ها را از همه ی خودمان می پرسم؛
1- انصافا چقدر به واقع گرایی طرح های توجیهی که به قصد مجاب کردن بانک ها برای دریافت تسهیلات می نویسیم (اگر بنویسیم!) و ارائه می کنیم اطمینان داریم؟
2- چقدر از تسهیلات دریافتی را (اگر دریافت کردیم!) همان جایی مصرف می کنیم که وعده اش را داده ایم و چقدرش، به خیال رسیدن فرجی که خیال می کنیم جایی بین این ستون و آن ستون دور از چشم ما پنهان است، صرف پر کردن چاله های فعلی و مصارف دیگر می شود؟
3- اصلا چقدر از ناکارآمدی بنگاه های ما به ضعف مزمن مدیریت، سیستم گریزی، فاصله ی عجیب از بهره وری و بی برنامگی و روزمره گی خود ما مربوط می شود و چقدر به کمبود نقدینگی و کسر سرمایه در گردش و معطل ماندن طرح های توسعه ای؟  
4- چه اندازه از اسنادی که به بانک ها برای تکمیل پرونده ی اعتباری ارائه می کنیم اصیل است و چقدر ساختگی؟
5- این را هم جسارتا می پرسم که وجدانا همانقدر که بلدیم بانک داران را ربا خوار بشمریم و آنها را به آیه ی "یمحق الله الربا" انذار بدهیم برای خودمان هم از "ویل لالمطففین" هیچ یادی می کنیم؟!  
این ها را به دو دلیل پرسیدم:
اول- تا از پاسخ های صادقانه و بزک نشده ای که کاملا محرمانه به خودمان می دهیم دستگیرمان شود که خداوکیلی تیزی و تندی و پریدن آن تیرها که از زمین و زمان به سرمان می بارد، از پرِ خود ما هم هست؟
دوم- تا بعد از سوزنی که به خودمان زدم در زدن جوالدوز به بانک ها کم نگذارم و از ایشان بپرسم؛
1- همانقدر که به علم فرستادن ارباب رجوع پی نخود سیاه عالم اید به رابطه ی خلاقانه و سازنده بین بانک و مشتری هم آگاهید؟
2- همانقدر که نگران مطالبات مشکوک الوصول و نرخ سهام بانک متبوع خود در بازارهای سرمایه اید متوجه نرخ رشد اقتصادی کشور هم هستید؟
3- همانقدر که برای پیچانیدن متقاضیِ تسهیلات اشتیاق دارید برای راستی آزمایی مطالبه ی او هم شوق دارید؟
4- همانقدر که از وام های تکلیفی می نالید به تکلیفِ ملیِ خود در اعطای وام های سازنده هم توجه دارید؟
5- همانقدر که از راه های دور زدن قانون و جستن دررو و ترفندهای افزایش سود بانک، (با اجبار وام گیرنده به سپرده گذاری یا اعطای وام یکماهه با این یقین که وام از سررسید خواهد گذشت و خدا به جریمه شش درصدی برکت دهاد!) با خبرید، از راه های رفع موانع در باره ی یاری کردن مولدین راست کردار هم چیزی یادتان هست؟
6- اينكه در جلسات کارگروه رفع موانع تولید با ملاحظه ی هزینه ی حضور و صرفِ وقتِ مدیرانِ ارشدِ استان حاضر می شوید و طرح هایی را (لابد با بررسی کافی و شناخت وافی!) تصویب می کنید و بعد همان مصوبه را اجرا نمی کنید نشانه ی چیست؟
7- اگر العیاذ بالله برای اتاق بازرگانی ایران امکانی فراهم شود که یک بانک خصوصی به معنای تمام ش را برای خود تاسیس کند؛ و دعوت او از تمام اعضاء جامعه ی اقتصادی ایران برای نقل گردش حسابِ واحدهایشان، با هدف خود اتکائی در تامین مالیِ بخش خصوصی، اجابت شود؛ حال شما بهتر می شود؟!
تصور می کنم این تعارض بی سبب که امروز تقدیر ما و بانک هاست، ضمن آنکه در نهایت هیچ برنده ای ندارد اما یک بازنده ی بزرگ دارد که در کمیت های کلان اقتصادی قابل معرفی است! به گمان من "اقتصاد مقاومتی" در بطن خود پیش از آنکه نگاه ش به مهاجمی باشد که بیرون از مرزهای ماست، حکایت از وضعیتی دارد که باید بین ما حاکم باشد.  من خود به تنهایی اصلا چه هستم که مقاومتم چه باشد! مقاومت وقتی معنا پیدا می کند و وقتی موثر است که در هیآت یک شبکه در جان یک جامعه ی بزرگ جریان پیدا کند. آیا براستی ما چنین ایم؟!
اگر هستیم هرچه برکت گوارای وجود ما و اگر نیستیم چرا مثل آن عروسی که حرکات موزون بلد نیست همه ی تقصیرها را به گردن کجی زمین و اوضاع زمان بیندازیم؟!
به گمانم تعریف الگوی آشتی و ایجاد یک زبان مشترک و یک رویه ی روشن در ارزیابی تقاضای تسهیلات واحدهای اقتصادی بین ما و موسسات پولی مالی وظیفه ی کمیسیون بانک اتاق است که علی الاصول نمایندگان بانک ها هم در آن عضویت دارند.
                                                                رییس هیات مدیره انجمن سنگ استان کرمان
                                                                               سید حسین مهاجرانی



 کلیه حقوق مادی و معنوی نزد وب سایت انجمن سنگ استان کرمان محفوظ میباشد.

کلیه مقالات و مطالب سایت تحت نظر و دیدگاه شخصی نویسنده بوده و انجمن سنگ مسئولیتی در این خصوص ندارد

امروز
دیروز
این هفته
این ماه
کل بازدیدها
519
1180
3823
10806
626811
MahanEnglish